تبليغاتX
روزهای مدرسه

روزهای مدرسه

مظهر گلی

 

 

 دوستان سلام

هیچ باورت می شه؟

هیچ باورت میشه که یکسال گذشت؟

این حرفیه که همیشه وهر آخر سالی باید! به همدیگه بزنیم اما وقتی که وارد سال جدید می شیم انگار نه انگار ...

این جمله یعنی چی ؟

واقعاً تا به حال بهش فکر کردی؟

اینی که می گی هیچ باورت میشه ؟

واقعاً از این حرفمون چیو می خوایم برسونیم ؟

چی؟

اینکه واقعاً باورمون می شه؟؟

نه !

ما خودمون یه حرفی رو می زنیم که نمی دونیم معنیش یعنی چی ؟!!!!

چقدر جالب !

البته زیادم موضوع جدیدوجالبی نیست ما آدما اصولاًدر بیشتر موارد این طوری ایم .

یه چیزهایی رو می گیم می دونیم که واقعاً نمی دونیم برای چی؟

هرسال می گیم هرسال این جمله ی تکراری رو تکرار می کنیم اما باز...

بازم غصه ی لحظه ها رو نمی خوریم ...

غصه ی زمان رو نمی خوریم ...

غصه نمی خوریم که بابا جان این لحظه که گذشت دیگه برنمی گرده ...

که این این سال 1386 دیگه میره و پشت سرشو نگاه نمی کنه ...

دقایقو لحظات رو واسه خودمون زهرمار می کنیم ...

لذت نمی بریم وبعد افسوس می خوریم ...

افسوس که اکثرمان نمی دانیم :

هرلحظه خاطره ای ست شیرین که اگر به آن بی اعتنایی کنی ، از پیشت می رودو اگر پروبالش را بگیری در دل و ذهنت خانه می کند ...

ــــــــــــــــــــــــــــــ

حیف ...

حیف که من هم از همان دسته از آدم ها هستم

حیف که لحظه هارا درک نمی کنم ...

حیف که همین الان در حال نوشتن همین نوشته افکارم را پرورش می دهم ...

حیف که به فکر دورریختن افکار مسخره نیستم ...

حیف که هرلحظه لحظــه ای را از دست می دهم ... 

حیف که هر لحظه لحظــه ای با من وداع می کنـــد  ... . 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تا عید ...

واسه ی این پست نظرات رو می بندم !

حالا شایدم فعال گذاشتم !

عید هستم در خدمتتون ...

اگه دیگه نمیاین از الان بهتون تبریک می گم ... .

عید ماهم پاکه ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت توسط مظهرگلی