|
به نام خدا خیلی وقت بود می خواستم بیام اینجا و بنویسم یه چن باری هم اومدم و نوشتم و تو ثبت موقت گذاشتم ولی اینقد با عجله شد که اصلا ارزش گذاشتن رو وب رو نداشت. یه هفته ای بعد از اینکه از وطن برگشتم از طرف یونی رفتم مشهد . روزی چند بار می رفتم حرم و چقد زیرزمین حرمو دوس دارم!!! یعنی نمی دونم چه حسی بود که منو ناخودآگاه می کشوند به زیرزمین! با بچه ها می رفتم حرم و یهو بدون اینکه بخوام تنهایی سر از زیرزمین در میاوردم!! تکیه می دادم به یه ستون و.... ۱هفته بعده مشهدم خوردیم به هالیدی تاسوعا عاشورا و دوباره رفتم وطن !! همه بچه ها رفته بودن و خوابگاه شده بود عین قبرستون!!! ۶روزی ولایت بودم و روز آخر بازم یادم افتاد که بلیت ندارم و ناچار شدیم چتر بندازیم .... دیشب هم که شب یلدا بود و من که تولدم ۲۹م بود تولدمو با یلدا ادغام کردم !! البته این کاره من ید طولانی مدت به اندازه ی طول عمرم داره! امسال هم گفتم چون کار خاصی نداریم که تو یلدا انجام بدیم همون بهتر که با هم بگیریم . دیرو که برا خرید کیک کلی خیابونای اطراف و متر کردم و بالاخره کیک شکلاتی مورد علاقمو پیدا کردم و تا خوابگاه به قول دوست شاهرودیم خرتَکِشش کردم!!! جاتون خالی یه هندونه خریده بودیم قرمــــــــــــــــــــــز که از لحاظ رنگ تنه به تنه ی برف میزد!!!! الان من در حالی دارم اینجا می نویسم که چن نفر مثه عزرائیل بالا سرم وایستادن که کارم تموم شه .... نمی دونم نوشتن تویه وبلاگ چرا برای بعضی ها اینقد کار بیهوده ایِ! که تا می بینن تو تویه بلاگفایی با طعنه می گن خواهشا اونایی که کار ضروری ندارن پاشن بقیه بشینن!!! وااااااااااااای دیگه دیوونه شدم اینقد که گفتن پاشیـــــــــــــد! خداحافظ با دلی خشمگین !!!!
به نام خدا
یه چن روزی بار سفر بستم رفتم ولایت تا از آماج تیرهایی که عاطفه وعرقمو نشانه رفته بودند جا خالی بدم!!!! از فرداش حس کردم که پای چپم درد می کنه. اهمیت ندادم. فردا صبش خواستم پامو بذارم زمین دیدم نمیشه!!!! فرداش از خواب که بیدار شدم دیدم شدیدا سرما خوردم!!!سرفه ،تب و لرز ،عطسه و......طوری که بازم مجبور شدم تویه رخت خواب باشم و روز تست هم با اون حال گندم رفتم و یکی از دوستامو هم برای احتیاط با خودم بردم. رفتم آموزشگاه .فک می کردم فقط خودمم. ۵نفر بودیم. جلو آموزشگاه وایستاده بودیم که یهو یه آقای جوونی اومد گف بفرمایید اون ماشین سوار شید!!!!! هیچی همین طور داشتم حرص می خوردم و دوستم دلداری می داد که این خوبه . من می شناسمش و آشناست و اینا. ولی من بازم راضی نمی شدم! می گم من کلا با این موضوع مشکل دارم! بچه ها هر کدوم که عوض می شدن میومدن یه دور دور میدونی که ما واستاده بودیم دور می زدن و من هر بار که این ها رو با اون آقا می دیدم هی داغ دلم تازه می شد!! شنیدید می گن اگه یکی گناه کرد شما گناهشو عنوان نکنید چون باعث ترویجش می شه و باعث میشه قبحش از بین بره و برای شما و اون کسی که تعریف می کنید و اون هم به احتمال قوی برای دیگران تعریف می کنه عادی می شه ؟ یا مثلا یک مدهایی . اولش که آدم می بینه خیلی زشته ولی کم کم اینقد که تو کوچه خیابون می بیندتشون براش عادی می شه یا اصلا شاید خودش هم بره و اونو بخره . مثل کاری که خودم بارها انجام دادم!!! این مسئله هم برای من داشت همین جور می شد بعد از دور چهارمی که دور میدون زدند . آموزشگاه معمولا شلوغه ولی اون روز خلوت بود و ما هم که بیکار! همه ی عبور و مرور ها رو زیر نظر داشتیم. یه آقای جوونی از در آموزشگاه اومد بیرون و ۱ خرده مشکوک بود از نظر من!! بچه ها رو که دیدم دارن به ما نزدیک می شن دیگه تعقیبش نکردم ببینم داره کجا میره!(نه نه تو رو خدا بیا پسر مردمو تعقیبم بکن:دی) بچه ها که اومدن تسات!!!! اومد از ماشین بیرون و دوان دوان داش به سمت آموزشگاه می رف که گفتم آقاااااا منم هستم گف اهههه تو هم موندی؟؟ خلاصه نشستم تو ماشین و اومدم صندلی رو تنظیم کنم رفتم تو بغل فرمون بعد از اینکه کارم تموم شد رفتم آموزشگاه و دیدم نامرد ۲جلسه دیگه برام گذاشته . از آموزشگاه هم که اومدیم بیرون با دوستم فاطمه سادات رفتیم پارک و این آخرین باری بود که همین دیگرو می دیدیم و رفت تا۴سال!!!و اون موقع هم که معلوم نیست کی زندس کی .... با اینکه شدیدا سرماخورده بودم ولی دلم نیومد که بوسه ی خداحافظی رو از دست بدم !!!:دی تا خونه هم که رسیدم تموم راه رو بغض کرده بودم و گفتم که برم خونه بترکونمش رفتم خونه مامان که اونم مریض بود از طبقه بالا داد زد چایی رو بذار بیار بالا !!! پ.ن۱: هنوز بیمارم! درد بگیره این ویروسو!! بچه های اتاق تا اذیتم می کنن می گم "ها" می کنما!بی فرهنگم نه! لذت می برم ! پ.ن۲:از وقتی اومدم ته شوهردخترعمم بهم میگه گل مظهر!!!
|
About![]()
Archivesدی 1390آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 آذر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آرشيو Links
گل نسا
خبرگزاری سینما نوجوان ایران |